ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

501

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

نقشه‌هاى اين چاپ را يك نقشه‌كش اهل وين زير نظر يك كشيش اسپانيايى و ، به تعبير يك اروپايى همعصر چاپ كتاب ، اهل علم كشيده است . اروپا كتاب را پيش از چاپ به وسيلهء نسخه‌هاى مختلف شناخت و چون اروپا به تركيه و جنگ بر سر قدرت دريايى توجّه داشت از دو قرن به اين طرف ترجمه‌هاى متعدّدى از كتاب شده كه هيچ يك چاپ نشده است . يكى از ترجمه‌ها به قلم پتى دولاكروا ، خاورشناس فرانسوى ( متوفّى به سال 1713 ) ، انجام شده 154 و يك قرن بعد ميچل چهار فصل كتاب ، يعنى نزديك به نيمى از قسمت اول آن ، را به انگليسى برگرداند ( 1831 ) . 155 كالهء خاورشناس فصل پنجم و ششم از قسمت دوم ( از صفحهء 169 تا 172 چاپ اوّل و 151 تا 158 چاپ دوم ) را ، كه دربارهء مسلح كردن كشتيها و لوازم و مخارج آن است ، ترجمه كرد و ترجمهء خود را با شرح و توضيح در مقدّمهء كتاب بحريه پيرى ريس نقل كرد . 156 به نظر تركان نيز تحفة الكبار اهميت فراوان داشت كه بتقريب تا قرن بيستم دوام يافت . در قرن هجدهم محمّد سعيد شهرىزاده ( متوفّى به سال 1764 / 1178 ه . ) دو كتاب در تاريخ فرماندهان مشهور نيروى دريايى ترك تأليف كرد 157 و اين رسم تا به قرن نوزدهم 158 - كه عليرضا سيفى مؤلّفات خود را دربارهء سرگذشت كمال ريس و عروج ( 1907 - 1908 / 1325 ه . ) ، طرغود ريس ( 1909 / 1327 ه . ) ، و بارباروسا ( 1910 / 1328 ه . ) انتشار داد - در نوشته‌هاى تركى برقرار بود . 159 در قرن بيستم باز كتاب حاجى خليفه مورد توجّه قرار گرفت و اين به همّت دو تن از افسران نيروى دريايى بود كه به مطالعهء تاريخ نيروى دريايى عثمانى پرداختند : يكى صفوت بك ( متوفّى 1913 / 1332 ه . ) بود 160 كه كتاب حاجى خليفه را به سال 1911 / 1329 ه . - از روى طبع قديمى - تجديد چاپ كرد 161 و چند نقشه و طرح از منابع ديگر بر چاپ اوّل افزود كه گهگاه بعضى از مطالب آن با كتاب ارتباط ندارد . ديگرى محمّد شكرى ، ( متوفّى به سال 1910 / 1328 ه . ) بود 162 كه بجز تأليف چند كتاب در تاريخ نيروى دريايى عثمانى به كار تأليفى بزرگ با عنوان أسفار بحرية عثمانية ( جنگهاى دريايى عثمانى ) پرداخت كه فقط يك جلد آن به سال 1887 / 1306 ه . در بيشتر از پانصد صفحه با تعدادى نقشه انتشار يافت . بتقريب يك نيمهء اين جلد از تاريخ قديم عثمانى در روزگاران كهن سخن دارد با اعتماد به منابعى كه از لحاظ ارزش يكسان نيست . فصل چهارم كه مفصّل است ( از صفحه 59 تا 131 ) از عرب و ناوگان عربى گفت و گو مىكند كه با وجود آشفتگى و توجّه مؤلّف به پاره‌اى مسائل مربوط به تمدّن عربى باز هم نسبت به موضوع بحث ما بىاهميت نيست . تاريخ ناوگان عثمانى را از دوران اوّل و محاصرهء قسطنطنيه آغاز مىكند ، سپس جنگهاى دريايى را از روزگار بارباروسا با تفصيلى بيشتر از حاجى خليفه شرح مىدهد و بتقريب هماهنگ با زمان ختم كتاب وى ، گفت و گو را به